الشيخ علي المشكيني
173
تفسير روان (فارسى)
( آيهء 24 ) فَسَقَى لَهُمَا ثُمَّ تَوَلَّى إِلَى الظّلّ فَقَالَ رَبّ إِنّى لِمَآ أَنزَلْتَ إِلَىَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌ تفسير : پس موسى گوسفندان آنها را آب داد و سيراب نمود . ثُمَّ تَوَلَّى إِلَى الظّلّ فَقَالَ رَبّ إِنّى لِمَآ أَنزَلْتَ إِلَىَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌ . . . : سپس به سوى سايهء ديوارى يا درختى به جهت شدّت حرارت بازگشت ، پس گفت : پروردگارا ، همانا من به هر خيرى كه بر من نازل كنى محتاجم ؛ يعنى از هر خوردنى از بيش و كم هر چه باشد از تو مىطلبم . از حضرت امير المؤمنين عليه السلام روايت است كه : به خدا قسم موسى از خدا در اين دعا چيزى نطلبيد مگر نانى كه بخورد ؛ زيرا سبزى زمين را مىخورد و سبزى آن از پوست شكم او به جهت لاغرى و گداختن گوشت او ديده مىشد . « 1 » چون دختران شعيب در آن روز زودتر به خانه آمدند ، پدر از سبب زودتر برگشتن آنان سؤال نمود . ايشان واقعه را به تمامى عرض كردند ، شعيب به دختر بزرگ خود فرمود : برو آن مرد را بياور تا او را مُزد دهيم . ( آيهء 25 ) فَجَآءَتْهُ إِحْدَلهُمَا تَمْشِى عَلَى اسْتِحْيَآءٍ قَالَتْ إِنَّ أَبِى يَدْعُوكَ لِيَجْزِيَكَ أَجْرَ مَا سَقَيْتَ لَنَا فَلَمَّا جَآءَهُو وَ قَصَّ عَلَيْهِ الْقَصَصَ قَالَ لَاتَخَفْ نَجَوْتَ مِنَ الْقَوْمِ الظلِمِينَ
--> ( 1 ) . تفسير صافى ، ذيل آيهء شريفه .